تبلیغات
جمعیت جـــوانان ایــــل قــشقائی



مختصری از تاریخ ادبیات قشقائی(قسمت دوم)

ادبیات فولکلور و شفاهی ایل به خصوص آساناکها ( بایاتی ها ) بیشترین عناصر شعری را در خویش گنجانده اند.ولی ما چون با این ترانه ها زاده شده ایم و روزی چندین بار آنها را می شنویم به آن عادت کرده ایم و متأسفانه درک زیباییشان برایمان مقدور نمی باشد.

آیا بهتر از این می توان سرود:

کهر آتینگ قولونو                     مخمل ائدینگ جولونوگ

بیز گلمیشگ آپاراگ                   سیزینگ باغینگ گولونو

ویا:

تئللرینگ خرمن،خرمن                عالم اسیر نه بیر من

گل عالمی باغیشلا                      تا بیر قالام اسیر من

 و آیا تا به حال به چیستانهای ایل که به گورستان فراموشی سپرده می شوند، توجهی شده است؟

دوم دو مولار ، هئیوا چالار ، نار اوینار

آیا این شعر نیست و تمام صنعات ادبی در آن رعایت نشده است؟

طبال می کوبد، به می نوازد و انار می رقصد.

طبال که می کوبد صدای مشک است،به که می نوازد زنی است که مشک را به حرکت در می آورد و اناری که می رقصد سینه های آن زن است.

و آیا تصویر، تشبیه، استعاره، کنایه و... از این بهتر می توان سراغ کرد؟

و صدها مثال دیگر که در ادبیات فوکلوریک ایل به فراوانی یافت می شوند.

شعر قشقائی سروده های نغز بسیار و نا سروده های بسیارتر دارد.

می توان این ناسروده های بکر را در بوته ی ذوق شاعری پروراند و ادبیات ایل را جهانی نمود...



ادامه مطلب
نویسنده: وحید رستمی