تبلیغات
جمعیت جـــوانان ایــــل قــشقائی



سالروز درگذشت ملک منصورخان صولت قشقایی

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق                         ثبت است بر جریده عالم دوام ما
تیرماه یادآور کوچ ابر مردی ست که درتاریخ پر فراز و نشیب قشقایی و عشایر جنوب از لحاظ محبوبیت و صمیمیت و برخورداری از منش های نیک و پسندیده بی مانند است. وی ملک منصور خان صولت قشقایی فرزند دوم اسماعیل خان صولت الدوله سردار عشایر است که در سال 1282 شمسی در میان ایل قشقایی متولد شد. دوران کودکی او همزمان با جنگ نابرابر دولت استعمارگر بریتانیا و عمال داخلی آنان با صولت الدوله ( سردار عشایر ) بود.
لذا همزمان با این واقعه تنفر عجیبی از انگلیسی ها در ذهن او نقش بست. وی تحصیلات ابتدایی و متعارف خود را نزد معلمان خصوصی در ایل فرا گرفت. سپس با تبعید صولت الدوله و سایر سران قشقایی، وی نیز به همراه خانواده عازم تهران شده و در کالج آمریکایی البرز تهران مشغول به تحصیل شد.



از آنجایی که در سال 1308 قشقایی ها علیه حکومت رضاشاه شورش کرده و نسبت به ظلم و ستم های نظامیان حکومت معترض بودند و حکومت مرکزی کاملاً مورد تهدید قرار گرفته بود از این رو برای حل این بحران ایشان را از سر کلاس درس به دربار فراخوانده و از آنجا برای آرام ساختن قشقایی ها از طرف
رضا شاه به فارس فرستاده شد. اما به محض رسیدن ملک منصورخان به فارس و دیدار ایشان با سران قیام، خود عملاً رهبری قیام را بر عهده گرفته و ضربات زیادی به نیروهای رضاشاه وارد ساخت تا اینکه سر انجام پس از مذاکره های متعدد و آزادی صولت الدوله که خواست همه قشقایی ها بود، همچنین انتصاب ملک منصور خان به ایلخانی گری قشقایی این بحران موقتاً آرام شد.
لازم به ذکر است که این انتصاب آخرین تایید رسمی منصب ایلخانی گری قشقایی از سوی حکومت مرکزی می باشد. پس از برقراری آرامش نسبی چندی بعد مجدداً نظامیان با دخالت های خود در امور ایل و برقراری حکومت نظامی ادامه کار را برای ایشان دشوار کردند.
از این رو در سال 1310. ش/1931. م ملک منصورخان ایلخانی­گری را رها کرده و عازم تهران شد و از آنجا برای ادامه تحصیل راهی اروپا شد. وی در انگلستان به برادرش محمد حسین خان که سال قبل به این کشور رفته بود ملحق شد و هر دو به تحصیل در رشته کشاورزی در دانشگاه ردینگ مشغول شدند.
پس از فراغت از تحصیل در حالیکه برادر برای ادامه تحصیل به آلمان رفته بود ایشان وارد دانشگاه آکسفورد شده و به تحصیل در رشته تاریخ پرداخت. در تابستان 1318.ش مطابق با 1939.م کمی پیش از شروع جنگ دوم جهانی ایشان برای دیدار از برادر خود به آلمان مسافرت کرد اما با آغاز جنگ جهانی مواجه شده و دیگر بازگشت به انگلستان غیر ممکن بود.
از این رو مجبور به اقامت در آلمان گردید. برادران قشقایی که قتل صولت الدوله در زندان رضاشاه را ناشی از تحریک انگلیسی ها می دانستند از این فرصت استفاده کرده و به فعالیت علیه انگلیسی ها و دولت دست نشانده
 آن در ایران از طریق رادیو  فارسی برلن پرداختند.
پس از مدتی همزمان با اشغال ایران توسط متفقین و وارد شدن نیروهای قشقایی به جنگ علیه دولت
دست نشانده انگلیس در ایران، ایشان تصمیم گرفتند تا به ایران بازگردند لذا در سال 1323 از طریق خاک ترکیه وارد ایران شده و پس از سالها دوری از وطن با استقبال بی نظیری وارد ایل شدند.
ملک منصورخان پس از بازگشت به ایران در حالیکه سایر برادران وارد جریان های سیاسی شده بودند، زندگی در دامن طبیعت و مدیریت ایل قشقایی را به زندگی شهری و پرسروصدا ترجیح دادند.
ایشان از زمان تحصیل در دانشگاه آکسفورد مطالعات خود در ارتباط با پیشینه ایل قشقایی را آغاز کرده بودند لذا تسلط فراوانی در این زمینه داشتند. همچنین به دلیل آشنایی به زبانهای مختلف دنیا از جمله انگلیسی، فرانسه، آلمانی و ترکی استانبولی پیوسته مورد توجه جهانگردان، پژوهشگران و خبرنگاران رسانه های داخلی و خارجی قرار می گرفتند.
از این رو کمتر پژوهشی در ارتباط با ایل قشقایی انجام شده است که از معلومات و اطلاعات ایشان بهره مند نشده باشد. با پیش آمدن نهضت ملی شدن صنعت نفت و حمایت همه جانبه قشقایی ها از نهضت و دولت مرحوم دکتر مصدق و همچنین مقاومت علیه دولت کودتا باعث شد که رژیم محمدرضا شاه به حضور برادران قشقایی در ایران پایان دهد و آنها را به اقامت در خارج از وطن مجبور کند. لذا ایشان در پاییز 1335 مصادف با 1956.م به خارج از کشور تبعید شدند که ابتدا به سویس و سپس به آمریکا عزیمت کردند.
از این زمان به بعد ایشان با گردآوری یادداشت ها و خاطرات خود اقدام به تدوین مطالعاتش راجع به ایل قشقایی کردند که این امر تا روزهای پایانی عمرشان ادامه یافت.
امید است انتشار این مجموعه در آینده نزدیک، راهگشای پرسش های پژوهشگران و علاقه مندان به این ایل بزرگ باشد.
یکی دیگر از اقدام­های شایسته فرهنگی ایشان گرد آوری اشعار شاعر نامی قشقایی میرزا ماذون
می باشد که به سفارش ایشان توسط آقای نصرالله قهرمانی (معین دفتر) به تحریر در آمده و اثر ارزشمندی تلقی
می شود.
ملک منصورخان در تیراندازی و سواری و شجاعت سر آمد افراد ایل بود و از روشنفکرترین اعضای خاندان حاکم قشقایی و تواناترین سخنگوی ایل به شمار می رفت.
وی نیز همانند پیشینیان و سایر برادران خود همواره منافع ملی و ایلی و سرنوشت مردم ایلش را بر رفاه وپیشرفت منافع شخصی و خانوادگی خود ترجیح می دادند.
سر انجام ایشان پس از یک قرن تلاش پرثمر و زندگی پرفراز و نشیب در پنجم تیرماه 1385 در تهران وبه دور از یار و دیار دیده ازجهان فروبست و در کنار آرامگاه پدر بزرگوارشان صولت الدوله قشقایی در امام زاده عبدالله تهران به خاک سپرده شد. روانش شاد و یادش گرامی باد.


ادامه مطلب
نویسنده: وحید رستمی